با سلام

 

دوستان عزیز، خوشبختانه وبلاگ گیله مرد http://hassan1348.blogfa.com قابل دسترسی می باشد.

ظاهرا پست های (مطالب) مربوط به پیشبینی مسابقات فوتبال جزو مصادیق قمار تشخیص داده شده بودند که اینجانب نیز اقدام به حذف پست های یاد شده کردم.

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در سه شنبه 2 اردیبهشت1393 و ساعت 17:4 |
سفر کویری در بهاری با صفا (خور-ایراج-بیاضه-گرمه-کویر نمک و کویر مصر)

پس از مدت زیادی که سفر توریستی درست و حسابی نداشتیم، با فرصت بوجود آمده در انتهای فروردین 1392 تصمیم سفر به دل کویر گرفتیم تا از جاذبه های ایران زیبای مان لذت ببریم.

برای دیدن عکس ها به قندشکن نیاز خواهید داشت!

روز پنجشنبه صبح ، ساعت 8:30 به راه افتادیم و مسیرمان نیز اتوبان قم ، کاشان- اردستان – نایین – انارک- چوپانان – خور بود.

حدود ساعت 2 بعد از ظهر پس از 490 کیلومتر رانندگی به نایین رسیدیم و با توجه به اینکه صبحانه توپی که خورده بودیم تصمیم به بازدید مسجد جامع نایین و منزل حاکم نایین (آقای پیرنیا – دوره قاجار) که در کنار یکدیگر قرار دارند گرفتیم.

(Latitude:    32°52'6.47"N ,  Longitude:   53° 5'16.52"E)

ابتدا منزل آقای حاکم که الان شده موزه مردم شناسی رفتیم.واقعا با معماری بسیار خارق العاده و زیبا انسان را مجذوب خودش می کنه.

آرامش و صفای قدیم این خانه قابل لمس بود که در عین سادگی همه چیز در آن خانه درست و بجا طراحی شده و آسایش ساکنین را بهمراه داشت.

جالب اینکه مسئول و نماینده سازمان میراث فرهنگی در آن خانه با کمال متانت و ادب توضیحات مفصلی را ارائه کرد.

ضمنا فرش نایین و منحصر به فردی در آنجا بود که با توجه به شدت نور با باز و بسته شدن پنجره، نقش و رنگ های فرش به طرز حیرت انگیزی تغییر می کرد.

درست در نزدیکی خانه، مسجد جامع شهر نایین با قدمت 1200 سال هست که معماری آن نیز جالب و زیبا می باشد.

زیر زمین مسجد به نحوی طراحی شده که در تابستان و اوج گرما به راحتی می توان در آنجا مراسم مذهبی را اجرا کرد که تفاوت 20 درجه سانتیگراد نیز در آنجا ثبت گردیده است!

جهت تامین نور زیر زمین که هیچ پنجره ای به بیرون ندارد، در سقف زیر زمین سنگ هایی مرمر با ضخامت 7 سانتیمتر تعبیه شده که نور مناسبی جهت روشنایی زیر زمین تامین می کنند.

کم کم گشنگی به سراغمان آمد که صدای پسرمون دراومد و با راهنمایی، راهنمای منزل حاکم رفتیم رستوران گلشن و خوشبختانه غذای خوشمزه و خوبی نیز داشتند.

بعد از صرف غذا و ساعت 3:45 به سمت خور را ه افتادیم. جاده ای کویری و خلوت، ساعت 6:30 بعد از ظهر با توجه هماهنگی قبلی که با هتل کویری بالی را انتخاب کرده بودیم، به هتل رسیدیم.در حالیکه 750 کیلومتر رانندگی کرده بودم.

هتلی کوچک ، زیبا و با صفا www.hotelbali.ir

(Latitude:   33°45'59.41"N ,  Longitude:  55° 4'55.99"E)


بعد از تحویل گرفتن اطاق و تعویض لباس، گشتی در لابی کوچک هتل و حیاط آن زدیم. چند تایی عکس انداختیم و کمی هم سربه سر شتر های آقای امینی (صاحب هتل) گذاشتیم.

خوشبختانه غذاهای هتل کیفیت و قیمت خوبی داشت که سبب شد ما تمام طول اقامت، ناهار و شام را در هتل صرف کنیم.

صبح جمعه که از خواب بیدار شدیم و خستگی راه نیز از بین رفته بود ، با برنامه ریزی بعمل آمده با آقای امینی بعد از صرف صبحانه به سمت روستاهای ایراج و گرمه به راه افتادیم.

یکی از مزیت های شهر خور و هتل بالی به عنوان محل اقامت می تواند مرکزیت آن جهت دیدن مناطق دیدنی آن منطقه باشد .

روستای ایراج در حدود 60 کیلومتری خور قرار دارد.

(Latitude:    33°27'28.75"N ,  Longitude:   54°52'3.26"E)

روستای با قدمت زیاد و با توجه به وجود چشمه پر آب موجود در آن دارای طبیعتی زیبا و شگفت انگیز باغ های زیبا که به جرات می توان گفت که تمام درختان میوه ایرانی در آنجا در کنا یکدیگر رویده اند و این شاید منحصر به فرد باشد.

ضمنا درخت سرو  یک هزار ساله ایی نیز در آنجا بود که اویل فروردین جشن یک هزار سالگی آن نیز به همت آقای امینی گرفته شده بود.

پس از گشت و گذار در کوچه باغ های ایراج و البته کمی هم ناخنک زدن به گوجه سبزها ، باقالی و گل های بهاری زیبا ی آنجا ... به سمت روستای گرمه راه افتادیم.

روستایی با موقعیت مشابه ایراج ، زیبا و با صفا و نخلستانهای جذاب! دیدن این همه سرسبزی و تنوع درختان در دل کویر مرکزی ایران بسیار حیرت انگیز است.

در حاشیه شمالی این روستا چشمه کوچکی از دل کوه به بیرون می زند که در جوار نخلستان، صفای خاصی به آنجا داده است. شکاف کوچکی در دل کوه وجود دارد و مقدار کمی آب در آنجا بصورت حوضچه جمع می شود که همیشه در جریان است.

(Latitude:     33°31'53.69"N ,  Longitude:   55° 2'15.89"E)

ماهی های قناتی موجود در آن چنان لحظات خوشی را برای شما بوجود می آورند که شاید تاکنون تجربه نکرده باشید.

کافیست پاچه شلوارتان را بالا بزنید و بدون حرکت برروی تخته سنگ های اطراف حوضچه بینشینید و پایتان را درون آب قرار دهید.

ماهی های کوچک قناتی وطیفه ماساژ پوست پایتان را بعهده دارند!

عکس ماهی های قناتی

خوب وقت ناهار شده بود و باید به هتل برمی گشتیم.

برنامه بعد از ظهر ما کویر نمک بود.

حدود ساعت 5 بعد از ظهر به سمت طبس حرکت کردیم و نزدیکی های کارخانه پتاس خور رسیدیم. با راهنمایی و توضیحات داماد آقای امینی متوجه شدیم که کارخانه پتاس توسط آلمانی ها احداث شده و مواد معدنی موجود در اطراف کارخانه را جمع آوری می کردند.

(Latitude:      33°44'24.37"N ,  Longitude:    55°30'4.47"E)

آب اطراف کارخانه توسط کاناهای حفر شده به عرض 5 متر به سمت کارخانه هدایت می شد و در آنجا از آب مواد معدنی با ارزشی را استحصال می کردند.البته کانال های حفر شده بعد از مدت کوتاهی با ته نشین شدن نمک های موجود در آب پر می شود و مجددا کانال کشی می کردند.

خوب بعداز این بازدید علمی کوتاه به سمت کویر نمک که چند کیلومتر جلوتر و درست چسبیده به جاده خور طبس می باشد، رسیدیم.(حدود 45 کیلومتری جاده خور به طبس)

(Latitude:       33°44'3.30"N ,  Longitude:     55°30'56.67"E)

عجب عظمتی! بیابان سفید و پوشیده از نمک.

با ماشین افتادیم توی این بیابان و تا می تونستیم رانندگی کردیم و ویراژ دادیم. خصوصا همسرم که بسیار ذوق زده شده بود، تا می توانست در میان دریای نمک ویراژ می داد، گویی قایق موتوری می رونه !

غروب نزدیک شده بود و زیبایی کویر نمک نمایان تر.جون می داد واسه عکاسی. بسیار زیبا بود و کلی عکس ضد نور گرفتیم.

کاملا هوا تاریک شده بود و ما هم از فرصت استفاده کردیم و با پهن کردن یه زیز اندار ،به تماشای آسمان پر ستاره کویر پرداختیم.انگار فقط چند صد متر با شما فاصله دارند.واقعا آرامش بخش بود و تمام خستگی طول روز از تن مان رفت.

دو روز از سفرمان گذشته بود و تمام لحظاتش برایمان جالب و دل انگیز بود.

 برنامه روز شنبه نیز بدین صورت بود که صبح را به بازدید از قلعه تاریخی بیاضه اختصاص بدیم. از خور به راه افتادیم و بعد از 45 دقیقه رانندگی در جاده کویری و بسیار خلوت به روستای بیاضه رسیدیم.(حدود 70 کیلومتر)

(Latitude:        33°20'2.25"N ,  Longitude:     55° 6'20.58"E)

سراغ آقای آخوندی به نام سید موسوی را گرفتیم که کلید دار شهر قلعه بیاضه بود.آخوندی 90 ساله و اما جوان مثل 20 ساله! خیلی آدم با حالی بود. راهنمای توریست های قلعه بود و در خصوص آنجا و قدمت و تاریخچه آن با چنان شوق فراوانی توضیح می داد که گویی اولین باری است که برای شما از قلعه تعریف می کند.

پدرش 127 سال عمر کرده بود، فکر کنم انشاالله رکورد پدرش را بزند. به گفته خودش بیشتر عمرشان را نان جو و صبحانه شلغم ، لبو و شام آش خرما می خوردند. برنج فقط نوروز آن هم یک وعده!.

قلعه در هفت طبقه و سه محوطه ساخته شده بود و قدمتش به دوران هخامنشی (3180 سال پیش) برمی گشت. البته دو طبقه آخر آن کاملا ویران شده است. به گفته سید دارای 750 حجره بوده و قریب 3500 نفر در آن سکونت داشتند. خود سید نیز تا 30 سال پیش به همراه خانواده اش در قلعه حجره داشتند و زندگی می کردند.

معماری قلعه به شکلی بود که دارای سرباز خانه ، مغازه و حجره های مسکونی بود. دورتا دور قلعه خندقی به عرض 6 متر حفر شده بود تا در مقابل حمله غارتگران در امان باشد و یک تخته پل متحرک بزرگی بر روی خندق جهت تردد ساکنین ، وجود داشت.

هوا گرم شده بود و صبر پسرمون هم کم. با عجله اطراف قلعه را دیدیم و سمت هتل برگشتیم.

بعد از صرف ناهار و کمی استراحت به اتفاق چند مهمان دیگر هتل، با چهار تا ماشین، 2 تا جنسیس ، 1 لندرکروز و ما هم سمند! به سمت کویر مصر راه افتادیم.

حس بسیار خوبی بود چون دوستان همسفرمان اصفهانی و یزدی بودند و واقعا با حال.

به کویر مصر رسیدیم.

(Latitude:         34° 4'4.01"N ,  Longitude:      54°47'43.45"E)

ابتدا به سمت تپه های ماسه ای راه افتادیم و کفش هایمان را در آوردیم. تا می توانستیم دراین ماسه زارها  صفا کردیم. به خصوص آرمان که در آنجا غلت می زد.

عکس شن زار

بعد از کلی بازی و تفریح به سمت چال سلکنون در حدود 2 کیلومتری روستای فرحزاد رفتیم. چالی به عمق حدود 5 متر و وسعت تقریبی 10 زمین فوتبال.

(Latitude:          34° 7'11.16"N ,  Longitude:       54°46'36.29"E)

خوب ما که ماشین SUV نداشتیم. به تماشای لذت بردن سرنشینان SUVهای آنجا مشغول شدیم و در داخل چال تپه های ماسه ای کوچک و بزرگ که هیجان رانندگی را چند برابر می کرد. ناگفته نماند که یکی از مهمانان هتل که از یزد آمده بودند با لندکروزشان به ما پیشنهاد سواری در آنجا را دادند و ما هم از خدا خواسته از هیجان SUV سواری نیز لذت بردیم.

اگرچه در لحظاتی نزدیک بود چپ کنیم که خدا رحم کرد. (بهترین لحظه مسافرت برای پسرمون آرمان!)

هوا تاریک شده بود و با توجه به اینکه جاده مشخصی در حد فاصل روستای فرحزاد و چال سلکنون نبود، تصمصیم به برگشت گرفتیم.

روز یکشنبه بعد از صرف صبحانه و تحویل اتاق به سمت تهران به راه افتادیم. در حالیکه تجربیات زیادی از سفرمان داشتیم که در نوع خود جالب  و تازگی داشت.

به اتفاق همسرم و پسر کوچکمان با رضایت کامل از این سفر در طول مسیر برگشت،اتفاقات را مرور می کردیم.

در حدود 40 کیلومتری شهر نایین، 5 دقیقه باران کویری بسیار شدیدی، بارید که برای اولین بار من شمالی تجربه کردم!

به طور خلاصه چند پیشنهاد با توجه به تجربیات به دست آمده ، برایتان می نویسم:

·         بهترین زمان جهت مسافرت به این منطقه ، اسفند ، فروردین، اردیبهشت، مهر، آبان (خصوصا این ماه) و آذر توصیه شده است.

·         استفاده از اتومبیل شخصی آن هم به صورت گروهی

·         چهار روز کامل کفایت می کند

·         قبل از سفر وضعیت هوا را بررسی و برنامه بازدیدها را طبق آن بچینید

·         شهر خور و هتل زیبای بالی با مدیریت خانواده آقای امینی توصیه می شود.

·         در صورتیکه ماشین SUV دارید، حتما به چال سلکنون و کویر مصر بروید و از دستش ندهید.( یادتان باشد جهت همین SUVسواری در دبی حداقل 100 دلار باید هزینه کنید)

·         تمام نقاط دیدنی اطراف را بدون حضور لیدر نیز می توانید پیدا کنید و به اندازه نیازتان برایشان وقت بگذارید. Landmark نقاط دیدنی در متن آمده است.

·         در هنگام رانندگی بسیار مراقب باشید و از سلامت خودروی خود مطمئن باشید.

·         سرویس هتل بالی و رستوران آن مناسب بوده و پیشنهاد می شود با خیال راحت از غذاهای آنجا میل بفرمایید.

کل هزینه چهار روز و سه شب (ابتدا تا انتهای مسافرت ) حدود 600 هزار تومان شد.

همیشه شاد و سلامت باشید و بدانید ایران ما خیلی بزرگ ، دیدنی و باصفا هست.

هتل بالی:

تلفن:
0324 422 4572-5
فکس:
0324 422 4571
ایمیل:
info@hotelbali.ir
info@balihotel.ir
وبلاگ:
hotelbali.blogfa.com
اطلاعات بیشتر و رزرو تور:
0913 125 4828
سعید امینی

آدرس:
خور - میدان فاطمی - هتل کویری بالی

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در سه شنبه 27 فروردین1392 و ساعت 8:48 |
یه آخر هفته شاد با  پیاده روی و کوهپیمایی مسیر آبشار سنگان

(از اینکه برخی از دوستان نمیتونن عکس ها رو باز کنن بعلت فیلترینگ سایت دخیره کننده عکس هاست که خودتان بهتر می دونین چکار بایستی بکنید!)

ضمن عرض ادب خدمت تمام دوستان عزیزم.

زمان زیادی از آخرین پست مطلب وبلاگ گیله مرد فقط و فقط به خاطر تنبلی گذشته است.

به همین خاطر تصمیم گرفتم از تجربه راهپیمایی و کوهپیمایی مسیر آبشار سنگان واستون بنویسم تا شاید کمکی باشه برای تصمیم گیری تون برای یه روز آخر هفته.

فصل بهار داره تموم میشه و گرمای تابستون هم شروع، شاید فکر کنید که توی این گرمای هوا نمیشه جایی واسه لذت بردن رفت. سخت در اشتباه هستین.

یه روز بیکاریتون رو برنامه ریزی کنین و صبح (هر چه زودتر بهتر) راه بیوفتین سمت جاده امامزاده داوود.

خوب همتون که اتوبان همت رو میشناسین، تقاطع شهران و همت یه بلوار به نام کوهسار هست که شما رو هدایت میکنه به سمت جاده امامزاده داوود.

خوب بعد از پشت سر گذاشتن سولقان و حدود 15 کیلومتر رانندگی از اول بلوار کوهسار به سه راهی سنگان می رسید.

از اونجا هم 6 کیلومتری که رانندگی کنید به روستای سنگان می رسید.

بی معطلی ماشین تون رو بسپرین به امان خدا و کنار جاده پارک کنید و راه بیافتین به سمت آبشار.

سعی کنید با آرامش و آهسته و پیوسته پیاده روی کنید تا هم از لذت مناظر زیبای اطراف جاده که پر از دره های تند ، کوه های زیبا و آبشار های کوچکه غافل نشید و همینکه انرژی لازم واسه طی مسیر تا انتها و آبشار زیبای سنگان داشته باشین.

نیم ساعتی که از پیاده روی تون گذشت به امامزاده قاسم و هفت چنار معروف آنجا می رسید.

رودخانه پرآب و سایه درختان چنار اونجا فرصت خوبی رو بهتون میده تا ضمن استراحت کوتاه از فضای زیبای اونجا نیز استفاده کنید.

خوب راه بیافتین، حدود 2.5 ساعت بایستی پیاده روی و کوهپیمایی کنین تا به آبشار برسین.

نمیشه مناظر طبیعت رو وصف کرد و حتما بایستی همت کنید و برین از نزدیک ببینید.

بعضی از مردم هم در مسیر به جمع آوری ریواس و سبزیجات کوهی مشغول بودند که آن هم خالی از لطف نبود.

متاسفانه نیم ساعت آخر رو نتونستیم ادامه بدیم اون هم به دلیل اینکه پسر شش ساله مون دیگه خسته شده بود.

البته نمای دور آبشار رو دیدیم که عظمت و زیبایی آن کاملا پیداست.



تاریخ این گشت تفریحی مون 1391/02/08 بود که فکر میکنم تمامی فصول سال زیبا و با صفا بایستی باشه.

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در یکشنبه 28 خرداد1391 و ساعت 16:49 |
سفری بهاری به یکی از زیباترین نقاط گردشگری و دیدنی ایران سمیرم ، یاسوج ، کازرون و شیراز

با آغاز بهار و زنده شدن دوباره طبیعت ما ایرانی ها نیز جان تازه ای میگیریم و پس از دیدو بازدید عید، سالی جدید رو با انرژی بیشتری آغاز می کنیم.

خوب، کار و فعالیت سر جایش و تفریح و لذت بردن از طبیعت هم جای خاص خودش رو داره ، چراکه اگه یکی دوماه اول سال رو از دست بدیم دیگه حداقل واسه یک سال حظ و استفاده از زیبایی های طبیعی ایران عزیزمون رو از دست می دیم.

یکی دیگه از مناطقی که موفق به دیدنش نشده بودیم ، استان کهکلویه و بویراحمد و دیدنی های همسایه اون یعنی استان فارس و بخصوص کازرون بود.

در وصف زیبایی های این استان در این موقع از سال (اردیبهشت) هرچه بنویسم کم و ناقص خواهد بود، پس سعی میکنم با اضافه کردن عکس و  آدرس چند تا از نقاط دیدنی و گردشکری بصورت land mark  اطلاعاتی رو در اختیار اونایی که اهل سفر و گشت وگذار هستند بذارم.

شاید همه بدونن که روز جهانی کارگر 11 ام ماه می هست و تعطیلی کارگران رو به همراه داره ، امسال این تعطیلی که روز یکشنبه بود فرصت خوبی بود تا با تعطیلات آخر هفته یکی بشه و برنامه ریزی کنیم واسه این مسافرت.

آرمان پسرمون که تازه 5 سالش تموم شده بود و سرخوش از جشن تولدی که واسش توی مهد کودک گرفته بودن آماده و بی قرار سفر بود.از چند روز قبل از سفر مدام از من در مورد جاهایی که قرار بود ببینیم سوال می کرد و نقاشی اونها رو می کشید!

پنج شنبه صبح ساعت 6:30 با ماشین سمند به همراه یه زوج جوون سفر طولانی مونو شروع کردیم.

خوشبختانه بنزین هم که تکلیفش مشخص شده و می دونیم که باید بنزین 700 تومانی رو مصرف کنیم!

از راه اتوبان قم ساعت حدود 8:00 به قم رسیدیم و جاتون خالی صبحانه توپی زدیم , 45 دقیقه ای طول کشید و بعدش از اتوبان کاشان، به اصفهان رسیدیم.

خوب ساعت 12:30 بود و وقت ناهار ، اما!!! مگه میشه اصفهان اومد و میدان نقش جهانش رو ندید و خوب البته چند تا از صنایع دستی مغازه های اطرافش نخرید!

یه ساعتی رو خانوم ها رفتن خرید و ما مرد ها هم رفتیم کالسکه سواری و عکاسی از داخل میدان و خوب کمی هم استراحت و لذت بردن از دیدنی های اطراف میدان.

با راهنمایی یکی از دوستان اصفهانی ، رستوران شهرزاد رو واسه ناهار انتخاب کردیم. عجب رستوران خوبی بود ، شلوغ ،منظم و از همه مهمتر غذاهای خوشمزه و مناسب.

خوب با این وضع و اوضاع اجناس غیر یارانه ایی، قیمتش هم به نظرم مناسب بود.

آدرسش اینجاست اگه مایل بودین امتحانش کنین. (رستوران شهرزاد)

(Latitude:  32°38'55.25"N ,  Longitude: 51°40'01.00"E)

ساعت 15:30 بود و خوب خیلی زودتر از این ها باید راه می افتادیم، چراکه هدفمون این بود که از مناظر و چشم اندازهای جاده سمیرم به یاسوج هم دیدن کنیم.

پس از گذشتن از شهرضا ساعت 17:15 به سمیرم رسیدیم و تا الان 650 کیلومتر رانندگی کردیم ،خوب نوبت رسید به جاده زیبای سمیرم-یاسوج که یه جاده کوهستانی منحصر به فرد هست.

هرچه جلوتر می رفتیم زیبا و زیباتر می شد و خلاصه اینکه نتونستیم طاقت بیاریم و توی این منطقه

(Latitude:  31°11'46.48"N ,  Longitude: 51°15'32.21"E)

جاده سمیرم-یاسوج

ترمز کردیم و از ماشین پیاده شدیم.

عجب مناظری ، بکر و سبز با هوایی عالی، دشت ، مرتع ، جنگل های بلوط ....

مناظر طبیعت جاده سمیرم

یک ساعتی اونجا بودیم و ساعت هم 19:30 شده ،خیلی سخت بود که عجله کنیم و از اونجا دل بکنیم. ولی چه کنیم که هنوز توی یاسوج جایی رو رزرو نکرده بودیم و امیدمون کارت فرهنگی همراهمون بود و خانه معلم یاسوج که از قبل نمی شد رزرو کرد.!

برخلاف پیشبینی مون خانه معلم یاسوج جا نداشت و امیدمون به مهمانسرای ایرانگردی و جهانگردی بود که تا روز قبل که از اینترنت چک کرده بودم جا داشت.

ساعت 20:45 بود و تلفنی تماس گرفتیم، خوشبختانه جا داشتن و دو اطاق رو رزرو کردیم و پس از چند دقیقه رفتیم اونجا و مستقر شدیم.

(Latitude:  30°39'20.69"N ,  Longitude: 51°35'31.96"E)

تجربه ای که از مهمانسراهای جهانگردی در گوشه و کنار ایران داریم اینه که هموشون تقریبا بهترین نقطه شهر ساخته شدن و قیمتشون مناسبه.

که البته اینجا نیز همونی بود که فکرش رو می کردیم. بروی تپه ای مشرف به شهر و بصورت ویلایی ، با فاصله کاملا مناسب نسبت به همدیگه. خوب خودتون که میدونید از کی باید تشکر کرد!

جهانگردی یاسوج

 

جهانگردی یاسوج

آب و هوای تمیز و طبیعت زیبا در کنار تمام مزایاش این مزیت رو هم داره که اشتهای آدم باز میشه و اگه توی خونه به فکر رژیم و نخوردن شام بودین، شکم اجازه اش رو نمیده!

خوب ما هم با کمی پرس و جو رفتیم سراغ یکی از فست فود (fast food) های معروف شهر یاسوج و جاتون خالی شکمی از عزا در اوردیم.

تقریبا نصف شب بود و خانومها خسته و خواب بر چشمانشون مستولی شده بود. خوب برنامه ریزی سفر فشرده بود.

رفتیم سراغ آبشار یاسوج که در نزدیکی شهر هست و فاصله اون تا رستوران خیلی کم بود.

ماشین رو توی پارکینگ پارک کردیم و آرمان و خانومها توی ماشین خوابیدن و من و علیرضا قدم زنان بسمت آبشار راه افتادیم.

آبشار یاسوج

قدم زدن بروی سنگ فرش های زیبا و گوش دادن به صدای جریان آبی که بروی سنگ های کف روخانه جریان داشت به همراه وزش نسیم خنک بهاری تمام حواس انسان رو به وجد می آره.

پس از چند دقیقه به آبشار رسیدیم . جریان آب زلال و تمیز از میان شکاف دو کوه خیلی با شکوه بود.

حیف که وقت نبود و بایستی خیلی زود برمیگشتیم مهمانسرا تا شب رو بخوابیم برای آغاز فردایی دیگر با برنامه های گردشگری و تفریحی فشرده تر.

صبح جمعه که از خواب بیدار شدیم و از سوئیت مون که بیرون اومدیم تازه فهمیدیم که چه جای زیبا و با صهایی رو انتخاب کردیم.

تپه ای مشرف به شهر با هوایی بسیار عالی و محیطی ساکت و پر از گلهای بهاری و خوب چند تا درخت زردآلو (که چاغله های خوبی هم داشت!).

شهر یاسوج از مهمانسرای جهانگردی

پس از صرف صبحانه ساعت 9:30 بود که بسمت آبشار مارگون راه افتادیم.

در مسیر جاده آبشار مارگون و پس از 45 دقیقه رانندگی ، یکی از زیباترین نقاشی های طبیعت رو میتونین ببینین.

لاله های واژگون بروی دامنه تپه های اطراف جاده.

(Latitude:  30°32'32.79"N ,  Longitude: 51°49'58.58"E)

لاله های واژگون

عکس رو میبینین ولی حس این گلها و تماشای اونها در کنار نسیم بهاری هوای کوهستانی چیز دیگریه که نمیتونم بهتون انتقال بدم.

لاله های واژگون

اولین باری بود که لاله های واژگون رو از نزدیک میدیدم و واقعا تحسین برانگیز بود و شوق عجیبی در همه مون بوجود اورد.

ساعت 11:00 شده و باز هم به اجبار اونجا رو ترک کردیم و بسمت آبشار راه افتادیم.

ساعت 11:30 بود که به پارکینگ آبشار رسیدیم.

(Latitude:  30°29'28.02"N ,  Longitude: 51°53'37.07"E)

پارکینگ آبشار مارگون

آفتاب گرم در کنار آب گوارا و پر حجم پای آبشار بسیار انرژیک هست و خستگی رانندگی رو از تن آدم بدر می کنه.

بعد از پارک ماشین و چند دقیقه ای قدم زدن به همراه جمعیت انبوه گردشگران ،با قیافه های متفاوت و لحجه های گوناگون با شور شوق به آبشار زیبا، پر جذبه و باشکوه مارگون رسیدیم.

آبشار مارگون

آبشاری از چند شاخه مختلف تشکیل شده که با توجه به هندسه صخره های کوه آن شکل های متفاوتی رو به خودش گرفته است.

نسیم خنک به همراه آب پودر شده ،فضای دل انگیزی رو در محوطه بسته آبشار بوجود اورده و تخته سنگ های اونجا، جور وزن شما رو میکشن و فرصتی رو به شما می دن که تا میتونین لذت ببرید.

آبشار

خوب، آب بازی و عکس گرفتن و تماشای مردمی که داشتن از این طبیعت زیبا و بی منت لذت می بردن خالی از لطف نبود. بعضی از جوون ها هم زیر آب آبشار رقص های محلی رو بصورت دسته جمعی می کردن و حالشو می بردن.

نمی دونم که خبر دارین که همچین جاهای زیبایی تو کشورمون هست و نمی رین که ببینین!؟

بخدا ارزشش رو داره ، خیلی هزینه نداره و بیخال تنبلی و حالشو نداریم که این همه راه رو رانندگی کنیم و این حرفها بشین.خلاصه از من گفتن.

آخر داستان بهتون میگم که کل هزینه مون چقدر شده که حساب و کتاب این موضوع هم دستتون بیاد.

خلاصه، وقت ناهار بود و خوب چه کار کنیم؟ از همون دکه های نزدیک پارکینک یه جوجه سوخاری آماده بهمراه کمی پیاز ، گوجه و نون لواش تهیه کردیم و یه زیر انداز رو هم گوشه ای پهن کردیم و یه شکم سیر غذا خوردیم.جاتون خالی ، خیلی چسبید.

ساعت 14:45 شده بود و کیلومتر ماشین نشون میداد که تا الان 1050 کیلومتر رفتیم ، راه افتادیم دوباره سمت یاسوج و با آبشار و زیبائی های اونجا خداحافظی کردیم.

توی مسیر برگشت هم کمی عسل و سبزیجات خشک کوهی خریدیم و حدود ساعت 16:30 بود که رسیدیم مهمانسرای یاسوج.

قرار گذاشتیم سر ساعت 18:00 بعد از کمی استراحت و تعویض لباس، بریم سمت پارک جنگلی یاسوج که من میگم اسمشو باید گذاشت بهشت بلوط.

خوب میدونین که با وجود خانومها راس ساعت معنی نمیده! ولی خوشبختانه با کمی تاخیر بسمت پارک راه افتادیم که چسبیده به شهر هست.

(Latitude:  30°41'17.45"N ,  Longitude: 51°35'07.33"E)

وارد پارک که میشید، طراوت بهاری ماه اردیبهشت رو حس میکنین و آواز پرندگان به گوش می رسه.

پارک جنگلی یاسوج

درختان بلوط که در سرتاسر استان کهکلویه و بویر احمد پراکنده هستن به همه جای این استان جذابیت و شکوه دادن ، جالبه که تاثیر گذاری طبیعت پارک ، بزرگ و کوچک نداره و حتی آرمان پسر 6 ساله من هم کلی هیجان زده شده بود و مدام دوست داشت که با فیگورهای مختلف عکس بگیره.

پارک جنگلی یاسوج

تا جایی که می تونستیم و هوا روشن بود توی پارک چرخیدیم و لذت بردیم.

بعد از تاریکی هوا، تصمیم گرفتیم بریم شام بخوریم.

یادتونه که گفتم مزیت این جور جاها اینه که آدم بیخیال رژیم و این حرف ها میشه! پس تصمیم این شد که بریم کله و پاچه بخوریم.!

اما... دریغا که یاسوجی های عزیز فکر اینجاشو نکردن که ممکنه مسافری پیدا شه و شام هم بخواد کله و پاچه بخوره. آخه از چند نفری که سراغ کله پزی رو گرفتیم با تعجب ولی با احترام بهمون گفتن که کله پاچه فقط مخصوص صبحانه هست و توی یاسوج، شب نمی تونین کله پزی پیدا کنین!

خوب رفتیم سراغ یه انتخاب دیگه و اون چیزی نبود جز دیزی.

خوشبختانه دیزی گیرمون اومد و خوردیم و کلی هم بهمون چسبید.(راستی غذا اونجا خیلی ارزون هست)

خوب دیروقت بود و آرمان هم خسته شده بود. پس رفتیم مهمانسرا و خوابیدیم تا فردا بتونیم زودتر از خواب بیدار بشیم واسه مرحله دیگه از گردشگری مون.

صبح فردا بعد از صرف صبحانه و تسویه حساب با مهمانسرا، ساعت 9:00 به سمت کازرون و شهر تاریخی بیشاپور و تنگ چوگان راه افتادیم.

در مسیر جاده همینکه تابلوی روستای قندیل رو که دیدید برید به سمت روستا و در انتهای روستا یه نقش برجسته زیبا که یادبود ازدواج شاهپوراول و ملکه آذر آناهیتا هست رو خواهید دید.

(Latitude:  29°53'38.20"N ,  Longitude: 51°34'17.92"E)

نقش قندیل 

نقش قندیل

ساعت 11:00 بود و ما هم یه ساعتی اونجا بودیم.

ساعت 12:45 بود که رسیدیم تنگ چوگان، عجب جای جالبی بود، یه طرف جاده شهر تاریخی بیشاپور و طرف دیگر نقش برجسته های زیبای دوران ساسانی مربوط به حدود 1700 سال پیش.

(Latitude:  29°46'48.18"N ,  Longitude: 51°35'01.93"E)

تنگ چوگان

واقعا که تمدن ، فرهنگ و هنر ایرانی های باستان تحسین برانگیز، با شکوه ، غرورانگیز ، پر افتخار و زیباست.

راستی 1700 سال دیگه ایرانیان به ما افتخار می کنن؟؟

نمیدونم!!!! ، بگذریم...

بلیط شهر رو تهیه کردیم و رفتیم داخلش و شروع کردیم به کنجکاوی و قدم زدن در خیابان های شهر ،

بیشاپور

معبد زیبای آناهیتا :

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

تالار تشریفات:

تالار تشریفات

و کلی جاهای دیگه شما رو سرگرم میکنه.

دوستانی که از تاریخ سر رشته ای دارن و یا کتابهای تاریخ باستان ایران رو خوندن ، مطمئنم از گردش در این شهر خسته نمی شن.

ساعت 14:00 بود و سریع رفتیم اونور جاده و اونجا هم که بلیط گرفتیم اولش رفتیم سراغ درختان توت اونجا و کلی توت خوردیم.

و بعدش هم دیدن نقوش برجسته دوران ساسانی که عکس های زیر رو می بینید.

 صحنه پیروزی شاهپور بر رومیان که در قابی مقعر شکل حجاری شده است.

 

پیروزی بهرام دوم بر اعراب

بهرام اول، از مظهر اهورا مزدا حلقه شهریاری و قدرت را دریافت می کند. جالب اینکه نرسی

اگه تمایل داشتین با یه جستجوی کوچک در وب، کلی اطلاعات در خصوص هرکدوم از این نقش ها در اختیارتون قرار میگیره.

ساعت 14:45 شده و هنوز کلی جای دیگه باید بریم.

همین که راه افتادیم به سمت غار شاهپور ، اول مسیر یه نقش دیگه جلب توجه میکنه که متاسفانه دستخوش فرسایش طبیعی و یا شاید هم انسانی شده.

تاج ستانی و پیروزی شاهپور شاهپور از اهورا مزدا تاج شاهی را دریافت می دارد. زیر پاس اسب اهورا مزدا اهریمن ، و زیر پای اسب شاهپور گردیانوس

شاهپور از اهورا مزدا تاج شاهی را دریافت می دارد. زیر پای اسب اهورا مزدا اهریمن ، و زیر پای اسب شاهپور گردیانوس "امپراتور کشته شده " لگدمال می شوند. امپراتور روم از شاهنشاه تقاضای بخشش و صلح دارد.

خلاصه بعد از کمی رانندگی به پای کوه شاهپور رسیدیم.

(Latitude:  29°48'01.24"N ,  Longitude: 51°37'00.95"E)

کوه شاهپور

خوب اونجا خیلی خلوت و اصلا آدمی در کار نبود!

خانومها توی ماشین و زیر آفتاب گرم نشستن و البته کولر ماشین هم روشن بود و آرمان هم در خواب ناز.

فکر می کردیم یه ساعته میریم بالا و برمی گردیم. ولی بعد از کمی دور شدن از ماشین تازه فهمیدیم به این زودی ها برنمی گردیم!یه کوهنوردی حسابی بود. بعد از کلی پیاده روی و سنگ نوردی به پله ها می رسید و تازه کلی پله هم باید طی بشه!

دقیقا یک ساعت طول کشید و به دهانه غار رسیدیم.

(Latitude:  29°48'33.92"N ,  Longitude: 51°36'42.65"E)

غار شاهپور

غاری عظیم که درست وسط دهنه غار مجسمه بزرگ شاهپور دیده میشه. واقعا جالبه و نمی دونم چه قدرت و اراده ای داشتن که این مجسمه در این ارتفاع رو ساختن و چطوری سر پا نگه داشتن.

مجسمه شاهپور

کتیبه های دیوارهای جانبی مجسمه نشون میده که این مجسمه حدود 80 سال پیش افتاده بوده و توسط سربازان و ارتشیان شاهنشاهی ایران مجددا بلند شده و سر پا نگه داشته شد.البته سر جای اولش نیست و چند سانتیمتری جابجا شده است و کفش های مجسمه از خود مجسمه فاصله داره.

مجسمه ای بطول 7 متر که نشان از اقتدار پادشاهان ساسانی داشته و نشانگر اینه که داستان های پشت پرده نقوش برجسته تنگ چوگان همگی دقیق و درست بوده اند.

ساعت 16:00 شده بود و خانومها کمی نگران شده بودن ، خوشبختانه موبایل اونجا آنتن میده و باهاشون ارتباط داشتیم.

پله های نزدیک غار

راه افتادیم پائین و در کمتر از 40 دقیقه به ماشین رسیدیم.

خیلی جالب بود ، از اینکه این همه بخودمون زحمت داده و به بالای کوه رفتیم راضی و خوشحال بودیم ، چراکه دیدن مجسمه ای با اون عظمت خیلی بیادماندنی شده است.

ناهار نخورده بودیم ، بنابراین در راه برگشت در همون مسیر تنگ چوگان ، کنار چشمه آبی که از عمق زمین فوران کرده بود اطراق کردیم و بسمت گوجه و خیار ، پنیر و هندوانه حمله ور شدیم ، خیلی چسبید، بخصوص بعد از اون کوهنوردی جالب و طاقت فرسا.

ساعت 18:30 شده ،هنوز دیدن دریاچه پریشان و شهر کازرون و باغ معروفش مونده بود.

بدون تلف کردن وقت به سمت کازرون راه افتادیم و ساعت 19:00 بود که به باغ نظر رسیدم.

(Latitude:  29°37'02.54"N ,  Longitude: 51°38'45.95"E)

باغ نظر

باغ نظر

باغی که حافظ در اشعارش به اون اشاره کرده است.

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر     چمن آرای جهان خوشتر از این باغچه نیست

باغ مملو از درختان لیمو و گل های زیبای بهاری، محیطی آرام و دل انگیز که با توجه به اینکه در مرکز شهر قرار داره ، باعث شده مردم زیادی از این طبیعت زیبا استفاده کنند.ساخت این باغ برمیگردد به دوره افشاریه.

خوب هنوز دریاچه رو ندیده بودیم و سریع بسمت شیراز و دریاچه پریشان براه افتادیم و در 15 کیلومتری کازرون به سر در ورودی دریاچه پریشان رسیدیم.

(Latitude:  29°31'39.43"N ,  Longitude: 51°46'19.93"E)

ورودی دریاچه پریشان

آه، که متاسفانه باید بگم دریغ از یک قطره آب! دریاچه خشک شده و پریشان از آینده نا مطمئن.

خوب وقتی نمونده بود و باید می رفتیم سمت شیراز ، تا اینکه شب رو اونجا استراحت کنیم و صبح فردا برگردیم تهران.

راه افتادیم سمت شیراز و هوا تاریک شده بود که جاده زیبای کازرون به شیراز رو طی کردیم.

رانندگی در شب محسناتی داره ولی عیبش اینه که از مناظر اطراف جاده نمی تونید استفاده کنید.

خلاصه ساعت 21:00 بود که رسیدیم شیراز، هنوز جایی واسه شب موندن نداشتیم . پس شروع کردیم زنگ زدن به چند تا خانه معلم که خوشبختانه یکیشون جا داد و اون هم هتل آپارتمان بود که در نزدیکی باغ معروف ارم شیراز بود. 

(Latitude:  29°38'11.28"N ,  Longitude: 52°31'47.58"E)

جای خوبی بود، یه آپارتمان 2 خوابه.

بعد از جاگیر شدن رفتیم سراغ یه پیتزا فروشی توی خیابان کریمخان تا واسه آرمان پیتزا بخریم، آخه آرمان هوس پیتزا کرده بود.

بعد از اون رفتیم پشت ارگ کریمخانی و بستنی فالوده شیرازی رو زدیم تو رگ که واقعا خوشمزه بود.

خوب نصف شب بود و همه جا داشت تعطیل می شد که برگشتیم هتل.

صبح روز یکشنبه (روز جهانی کارگر) بعد از بیدار شدن از خواب و تسویه حساب با هتل در اولین فرصت رفتیم سراغ باغ ارم. تازه باز شده بود که رفتیم توش و تا میتونستیم چشم مون رو با گلهای زیبای بهاری باغ، نوازش دادیم.

باغ ارم

واقعا معرکه بود و اونقدر عکس گرفتیم که دوربین از دستمون خسته شد!

ساعت 9:00 صبح بود و واسه اینکه به شب نخوریم به سمت تهران راه افتادیم.کیلومتر ماشین نشون میداد که 1400 کیلومتر رانندگی کردیم.

خوب مسیر برگشت اتوبان اصفهان بود و تقریبا بدون اتلاف وقت ساعت 14:30 به اصفهان رسیدیم و 5.5 ساعتی طول کشیده بود.

وقت ناهار بود ، و بدون هیچگونه اختلاف نظری دوباره رفتیم سراغ رستوران شهرزاد!!

ناهار توپ و چرب چیل !  ساعت 16:45 بود که بسمت تهران راه افتادیم و از راه اتوبان جدید به قم و بعدش هم تهران رسیدیم.

ساعت 21:00 بود و 2400 کیلومتر رانندگی کرده بودیم.

باورتون نمیشه که اصلا گذشت زمان رو حس نکردیم و هر لحظه از مسافرت تفریحی و گردشگری مون خاطره ای شد که مدت ها در ذهنمون باقی می مونه.

شاید زیادی نوشتم ، ولی هدفم فقط ترغیب دوستان به مسافرت و در اختیار گذاشتن تجربیات سفر برای استفاده دیگران هست و بس.

راستی هزینه سفر سه نفرمون برای سه شب و چهار روز یعنی از 5 شنبه تا یکشنبه، حدود 300،000 تومان شد، با احتساب بنزین، هتل ، غذا و خرید هله هوله.

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در شنبه 17 اردیبهشت1390 و ساعت 1:11 |

یه آخر هفته زمستانی در کنار دریاچه سد طالقان قزوین

شاید فکر کنید زمستون فقط میشه رفت پیست اسکی و ادای بچه پولدار ها رو در آورد و چوب اسکی اجاره کرد و .... 

ولی نه... من بهتون پیشنهاد میکنم که همین آخر هفته ماشین تون رو روشن کنین را بیافتین سمت طالقان و دریاچه پشت سد طالقان.

خوب اگه بتونین مثل ما 2 تا خونواده بشین و از یه ماشین استفاده کنین در مصرف بنزین هم صرفه جویی می کنین و به سلامت هوا هم همینطور با این بنزین های تولید وطنی.

ماشین دوستم کوراندو هست و اولویت در استفاده از این ماشین بود!

صبح ساعت 8:30 در خونه دوستم قرار گذاشتیم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خونه اش، را افتادیم سمت طالقان، با آقا آرمان 5 نفر بودیم و حدود 1.5 ساعتی طول کشید که رسیدیم به نزدیکی دریاچه و تونستیم از ارتفاع بالا دریاچه رو ببینیم.

دریاچه سد طالقان - دی ماه 1389

ما که تا اون موقع 17/10/89 برف رو ندیده بودیم خیلی ذوق زده شدیم و جای خیلی مناسبی بود واسه برف بازی و آدم برفی درست کردن با آرمان.

جاتون خالی بود ، میدونم کسی نیست که از برف بازی خوشش نیاد، خیلی باحال بود.

نیدونم تا به حال نخود پخته بقول ما لاهیجانی ها "اونخودیau nakhodei "   خوردید یا نه پس پیشنهاد میکنم روز قبل از رفتن مقداری نخود توی آب بخیسونید و شش ، هفت ساعتی بزارین توی آب بمونه تا حسابی نفغ گیری بشه! بعدش ساعت 12 شب بزارین توی قابلمه یا زودپز، کمی روغن زیتون ، فلفل سیاه و چند بوته پیاز کوچک درسته رو بندازین توش و ولش کنید به امان خدا، تا صبح و بپیچین توی یه پارچه ضخیم و ببرین توی سرمای برف بخورین و عشق کنید.

یکی دو ساعتی که اونجا مشغول بودیم و چند تا عکس هم گرفتیم و رفتیم پائین به سمت دریاچه ، واقعا زیباست آسمان آبی ، کوههای مزین شده با برف های سفید تازه و آب تمیز و زلال دریاچه.

دریاچه سد طالقان - دی ماه 1389

این موقع از سال خیلی خلوته و آرامش عجیبی واسه آدم فراهم میشه، کمی پیاده روی در کنار ساحل و خوب البته عکاسی و از سر ذوق و خوشحالی کاریه که حتما انجام خواهید داد و دست تون هم نیست!

بعد از  مدتی گذراندن وقت و لم دادن بروی صندلی های مسافرتی و صحبت از خاطرات و البته کمی غیبت و در کنارش حل مسائل سیاسی کشور، آماده کردن آتش و کباب کردن جوجه کباب هم حال میده.

زحمت تهیه جوجه کباب و بال کباب و پروراندنش بعهده دوستم بود و ابتدا بال جوجه های بیگناه رو که کباب کردیم و خوردیم.

و چقدر هم خوشمزه شده بود.پیشنهاد می کنم بیخیال رژیم و این حرف ها بشین و تا دلتون بخواد بخورین تا حسابی خسته بشین.

پشت بندش جوجه های بی بال و پر رو خوردیم و اضافه اش رو هم (پس از خستگی کامل از خوردن) دادیم به دو زوج همسایه و کلی هم خوشحالشون کردیم.

حسابی خوش گذشت و این چند ساعتی از روز جمعه رو که اونجا بودیم خاطره انگیز شد و با عکس های زیبایی که دوستم علی آقا انداخت و توی سایتش (http://www.pbase.com/k_amj/root&view=recent) هم گذاشته همیشه در ذهن مون باقی می مونه.

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در دوشنبه 20 دی1389 و ساعت 17:52 |

منطقه گردشگری هفت چشمه با آبشاری عظیم در قلب جاده چالوس

اگه مشتری وبلاگم باشید، شاید بخاطر بیارین که در مورد آبشار زیبای خور و چشم انداز های زیبای مسیر منتهی به اون برایتان نوشتم.

اگه اون منطقه رو دیدین و ازش خوشتون اومد پس درنگ نکنید که یه جای توپ جدیدی به نام هفت چشمه در همون نزدیکی کشف گردید!!

منطقه هفت چشمه در حوزه استحفاظی روستای ارنگه واقع شده و واسه دسترسی به اونجا کافیه که مسیر جاده چالوس رو برونین و همینکه تابلوی ارنگه رو دیدین از سرعت خودتون کم کنید و جلوی رستوران هفت چشمه بایستید و از پارکینگ رستوران استفاده کنید و ماشینتون رو اونجا پارک کنید. (هزینه پارکینگ 8000 تومان قبل از حذف یارانه ها!) - 35° 56' 18.81" N  51° 4' 19.28" E 

نمای پارکینگ از بالا

ما به اتفاق خانواده دوست عزیزم که از تهران می اومدن سر ساعت 8 صبح یه روز جمعه تابستونی اول جاده چالوس قرار گذاشتیم و پس از عبور از کمی ترافیک حدود ساعت 9:30 صبح رسیدیم پارکینگ رستوران هفت چشمه.

برنامه ریزی ما به این شکل بود که ابتدا سبک بار و فقط به همراه صبحانه مختصری به سمت آبشار بریم و پس از دیدن آبشار و مناظر طبیعی مسیر یه جای مناسبی رو واسه اطراق و صرف ناهار در نظر بگیریم.

شاید شما هم تجربه تفریح در کنار رودخونه کرج رو داشته باشین و می دونید که خطرات و مشکلات خاص خودشو داره از جمله عم دسترسی به جای پارک مناسب ، خطر سقوط در داخل رودخونه ، فضای کم جهت بساط پهن کردن و شلوغی بیش از اندازه بخصوص در آخر هفته.

واسه اینکه از شر همه این موارد گفته شده خلاص بشین ، مسیر آبشار زیبای هفت چشمه رو انتخاب کنید.مسیر پیاده روی بسیار بسیار زیبا در کنار رودخانه کوچک و در عین حال بسیار دلپذیر و قشنگ در زیر سایه درختان حاشیه رودخانه اونچنان لذت بخش و مفرح هست که پسر بچه های نازنین مون آرمان و بردیا هم اصلا احساس خستگی نکردند و پا به پای ما تا آخر مسیر اومدند و کیف کردند.

مسیر انتقال آب و پیاده روی

نصف مسیر رو برید به چند آبشارک زیبا و چسبیده به هم می رسید که به هفت چشمه معروفن، شکوه طبیعت رو اونجا به چشم می بینین، چه بگم که توصیف ناشدنی و فقط باید خودتون با چشم خودتون ببینید و با دلتون حسش کنید.!

آبشارهای هفت چشمه

حداقل یه ساعتی رو اونجا زمین گیر می شین و اصلا دست خودتون نیست.

از اونجا که بگذرید بعضی از جاها رو باید دل به دریا بزنید و تا زانو برین توی آب.

پیشنهاد بنده اینه که زن ذلیل بازی در نیارین و همسرتون رو کول نکنید تا از آب رد بشین! آخه بلاخره تا آخر مسیر اون هم بایستی بره توی آب و لذت قدم زدن توی آب رو ببره!

البته اگه کولش کنید این کارتون توی ذهنش بعنوان خاطره خوب می مونه. (در عجبم که چرا فقط ما مردها باید خالق این خاطرات باشیم!)بگذریم که بحث بیشتر از این مشکل ساز میشه.

به انتهای مسیر که نزدیک میشین صدای آبشار پرآب و عظیم هفت چشمه گوشتان را قلقلک میده.

آبشار

وای وقتی می بیندش تازه متوجه میشین که چه جاهای زیبا و دیدنی بغل گوش مون در اطراف تهرون هست و حسرت که چرا زودتر از اینها نیومدیم!

آبشار هفت چشمه

بیخیال حظش رو ببرید و بعد واسه اونهایی که نرفتن تعریف کنید که اون هم لذتی داره.

بعد از اینکه اونجا هم کلی عکس گرفتیم و آب بازی کردیم به سمت مبدا راه افتادیم به امید اینکه یه جایی رو واسه اطراق کردن و صرف ناهار انتخاب کنیم.

به طور کاملا اتفاقی مجبور شدیم جایی که پر از زباله های پلاستیکی و بطری و ... بود رو انتخاب کنیم.

خوب تقسیم وظایف اینجوری شد که من برم سراغ پارکینگ و اوردن وسایل ناهار از ماشین و دوست عزیزم آقا مهدی شهردار شد و مسئول نظافت اونجا!

البته از شانس خوب ما خانم ها به اتفاق بچه ها در چند صد متری اونجا کنار آب نشسته بودند و صحنه زباله های اونجا رو ندیده بودند وگرنه عمرا می شد راضی شون کرد تا اونجا اطراق کنیم!

خلاصه کنار رودخونه ای که پر از تخته سنگ های بزرگ واسه نشستن داشت جاگیر شدیم و شروع کردیم به محیا سازی آتش واسه  کباب کردن جوجه کباب ناهار.

محل اطراق

درست در 50 متری اونجا یه آبشار کوچک ولی بینهایت زیبایی بود که از مسیر داخل آب رودخونه قدم می زدیم و چند دفعه ای رو به دیدنش رفتیم.

آبشار

خیلی باحال بود و واقعا لذت بردیم، بچه ها هم که ماهیگیری کردن و سرگرم بودن (منظور از ماهیگیری کردن، فرو بردن چوب داخل آب و توهم ماهیگیری!) و خانوم ها هم مدت زیادی رو اختصاص به ورزش فک هایشان دادن!

شاید باورتان نشه تا ساعت 7:30 عصر اونجا بودیم و بدون احساس خستگی آش دبشی که همشهری مون (همسر آقا مهدی) پخته بود رو خوردیم و بسمت منزل برگشتیم.

جاتون خالی بود و واقعا خوش گذشت.

 

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در چهارشنبه 23 تیر1389 و ساعت 16:46 |

آبشار زیبای خور در مجاورت پیست اسکی خور و جاده کرج به چالوس

شاید شما هم مثل من از اینکه برنامه ریزی درست و حسابی برای استفاده از تعطیلات آخر هفته نداشته اید کلافه شده باشید.ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر ، تعطیلی شنبه رو به همراه داشت و خوب ما هم که فقط جمعه ها تعطیل هستیم و سر کار نمی ریم ، دو روز تطیلی بدون برنامه ریزی قبلی واسه تفریح و صفا بیشتر اذیتمون می کنه.

القصه، به پیشنهاد یکی از دوستان تصمیم گرفتیم عصر روز جمعه(4 تیر 1389) بریم دیدن آبشار خور در جوار پیست اسکی خور – جاده کرج به چالوس.

از اونجائیکه پسرمون چهار سالش تموم شده دیگه آمادگی سفرهای زحمت دار رو باید پیدا کنه! خوب اینجائیکه ما انتخاب کرده بودیم کمی پیاده روی کوهستانی داره و این وروجکمون هم خوب از پسش بر اومد.

تابستانه و گرمای آفتابش، واسه رفتن به این آبشار یا باید صبح زود رو انتخاب می کردیم که مستلزم حرکت از خونه ساعت 5 صبح بود یا اینکه عصر که کمی از گرمای آفتاب فرو کش کرده باشه، خوب واضح و مبرهن است که تا لنگ ظهر روز جمعه خوابیدیم و ساعت 17:30 از دهاتمون راه افتادیم به سمت سد کرج.

در نزدیکی های سد کرج یه تابلویی رو میبینید که روش نوشته خوزنکلا ( 35° 56' 33.83" N  51° 4' 42.97" E )  بپیچید به راست و مسیر پیست اسکی خور رو دنبال کنید، تکرار می کنم مسیر پیست اسکی خور.

خوشبختانه کل این جاده فرعی آسفالته هست و تقریبا مقیاس کوچکی از جاده اصلی کرج به چالوس است.جاده به طول 16 کیلومتر از جاده اصلی کرج به چالوسه و دقت کنید که آرتیست بازی در نیارین و درست رانندگی کنید وگرنه کلی آدمو تو دردسر میندازین تا از پایین دره بکشنتون بالا!! البته خدا نصیب دشمنتون هم نکنه.

انتهای جاده به روستای سرسبز خور می رسه این روستا کلی درختان میوه از قبیل آلبالو ، گیلاس و گردو داره ، خوب ماشینتونو همون جا پارک کنید.

ساعت 7 بعد از ظهر شده بود و ما تازه پیاده روی مونو شروع کردیم.

خوشبختانه یه کانال کوچک سیمانی پرآب راهنمای خوبی برای مسیر هست که راه رو هم گم نمی کنید.

در طول مسیر مناظر و چشم انداز زیبایی از طبیعت، چشم های آدم رو نوازش می ده و سوژه های خوب عکاسی نیز فراهم می کنه.

35° 54' 38.00" N  51° 9' 33.01" E 

متاسفانه مناظر زشت که حداقل برای دقایقی اعصاب آدمو می ریزه بهم رو هم میبینید!!

با توجه به اینکه پسرکمون قدم های کوچیکی داره و نیاز به کمک داشت مسیر رو یک ساعته پیمودیم و به انتهای راه و آبشار زیبای مورد نظر رسیدیم.

35° 54' 5.00" N  51° 10' 0.00" E 

آبشاری پر آب که صدای اون گوش ها رو نوازش می ده و چقدر لذت بخشه عظمت و زیبایی اون.

 

35° 54' 3.96" N  51° 10' 2.36" E 

راستشو بخواید این آبشار از آبشار های زیبای استان گلستان که قبلا در موردشون نوشته بودم چیزی کم نداره و کاملا برابری می کنه.

35° 54' 8.56" N  51° 10' 1.25" E 

خوب بعد از اینکه کلی عکس گرفتیم و با آب خنک آبشار آب بازی کردیم ، راه برگشت رو در پیش گرفتیم و ساعت 8:45 عصر رسیدیم پای ماشین و هوا گرگ و میش بود و کلی هم از این بازدید لذت برده بودیم.

چند تا نکته رو می خوام بهتون سفارش کنم باشد که راهنمایی باشه واسه اینکه بیشتر لذت ببرید(در صورتیکه برنامه تابستونی داشته باشین):

  • صبح زود یا عصر برید اونجا
  • یه کوله پشتی کوچک حاوی آب ، آبمیوه و لقمه غذایی کوچک یا بیسکویت
  • لباس آستین بلند و شلوار بلند واسه کودک تون جهت جلوگیری از نیش پشه های مزاحم
  • کفش مناسب کوه که سر نخورید، چون جاده باریک خاکی و پرتگاه داره
  • یه جوری حرکت کنید که داستان یک طرفه شدن جاده از سمت چالوس بهتون نخوره
+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در چهارشنبه 9 تیر1389 و ساعت 12:19 |
دشت زیبای شقایق در یک قدمی غرب تهران

با آغاز بهار و طراوت بی حد و حصر طبیعت سفرهای تفریحی و گردشگری آغاز می شه و نکته جالب اینه که برخی مناطق زیبا و دیدنی اطراف خودمان از یادمون می ره و یا به آن توجه نمی کنیم.

خوب میخوام دشت های زیبای پر از شقایق غرب استان تهران رو بهتون معرفی کنم، باشد از پیشنهاد من استفاده کنید و یه روز تعطیل و یا آخر هفته رو به دیدن اونجا اختصاص بدین و کیفش رو ببرید.

دقت کنید که این برنامه باید در بازه زمانی 15 اردیبهشت تا اول خرداد (کاملا مرتبط با شرایط جوی سال 1389) برنامه ریزی بشه.

پس تنبلی رو بزارین کنار و صبح از خواب بیدار شین و پس از صرف صبحانه مفصل از تهران حرکت کنید و از مسیر تهران - جاده مخصوص کرج - بعد از چهار راه ایران خودرو - سه راهی اندیشه - بعد از صفا دشت و 3 کیلومتر که از  پلیس راه ماهدشت - شهریار که گذشتین از دوربرگردان دور می زنین و تابلوی اخترآباد رو دنبال کنین، و حدود 20 کیلومتر دیگر باید برونین.خوب رسیدید.! (35° 36' 52.70" N  50° 36' 21.33" E  )

عکس بالا از http://www.ganjineh-danesh.com/topic-t7724.html

دشت شقایق

(عکس مربوط به تاریخ 1389/02/03 می باشد و هنوز دشت شقایق تنک هست)

این مسیر حدودا 85 کیلومتره و معمولا روزهای تعطیل بدون ترافیکه و قاعدتا بایستی در 1.5 ساعت به مقصد برسید.

با دیدن دشت های پر از گل های شقایق خستگی احتمالی ناشی از رانندگی از یادتون می ره.

یادتون باشه دوربین عکاسی و فیلمبرداری رو حتما بهمراه داشته باشین که خاطرات بیادماندنی رو ثبت و ضبط کنین.

شقایق

(عکس مربوط به تاریخ 1389/02/03 می باشد و هنوز دشت شقایق تنک هست)

در ضمن پیشنهادم اینه که یه غذای سبک و مختصر رو به همراه ببرید تا ناهار رو اونجا صرف کنید.اگر چادر دارین با خودتون ببرید تا از تابش خورشید در امان باشین، آخه درختی و سایه بانی درکار نیست.

دیگه بیشتر از این توضیح نمی دم چون این مناظر خیلی قابل وصف و توصیف نیستند پس برید و لذتش رو ببرید.

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در چهارشنبه 8 اردیبهشت1389 و ساعت 11:57 |

ماهیگیری در سواحل زیبای خزر – سلیم چاف گیلان

تعطیلات نوروزی فرصت خوبی برای گشت و گذار در زادگاهم لاهیجان بود.

یکی از مشاغل مردم ساحل نشین خزر مثل تمام دنیا ماهیگیری و صیادی است، که در اینجا می خوام کمی در موردش بنویسم .

از مرکز شهر لاهیجان که به سمت شمال حرکت کنین پس از طی 30 کیلومتر به سواحل زیبای چاف می رسید. (37° 23' 54.00" N  50° 6' 48.99" E  )

در این ساحل تعداد کمی گروه های صیادی کسب و کار صید راه اندازی کردند.معمولا هریک از گروه های صیادی متشکل از 80 تا 100 نفر هستند و روزی 3 بار تورهای ماهیگیری (پره) رو در دریا پهن می کنن و از نعمات این دریا که همون ماهی سفید معروف باشه رو صید می کنن.

ماهیگیری

صبح زود تورهای به طول یک کیلومتر رو به داخل دریا میندازن و بعد از ظهر نیز با زحمت و مشقت فراوان و به کمک 2 دستگاه تراکتور اونها رو جمع آوری می کنن. در هربار جمع آوری پره حدود 100 کیلو ماهی سفید بدست میاد.

خوبه بدونید قیمت هر کیلو ماهی سفید حدودا 2500 تومانه و پس از صید سریعا برای فروش به دستک( 50° 8'41.20"E و  37°23'8.29"N) منتقل میشه و در آنجا پس از فرآیند قیمت گذاری به فروش میرسند.

لازمه توضیح بدم که صید ماهی در دریای خزر از 20 فروردین تا 20 آبان ممنوعه و صیادان تنها نصف فصل پائیز و تمام زمستان وقت دارن که از دریا برداشت کنن!

اما یادمون باشه که پائیز و زمستان تقریبا همیشه بارونیه و دریا هم طوفانی!!!

شانس ما در تعطیلات نوروز هوا خوب بود و تونستیم با گوشه ای از فعالیت ها و زحمات صیادان آشنا بشیم و با تماشای مراسم جمع آوری تور و به دام افتادن ماهی های سفید کلی لذت ببریم.

پس اگه توی ایام مجاز صید گذرتون به لاهیجان افتاد و هوا نیز خوب بود زحمت 30 کیلومتر رانندگی رو به خودتون بدین و پس از گذر از رودبنه و دهکاه و نهایتا چاف به ساحل زیبای اونجا برین که مطمئنا پشیمان نخواهید شد.

راستی تمام ماهی های صید شده فورا و بدون درنگ برای فروش به دستک میرن و اونجا به طور تقریبا مستقیم در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرن که شما نیز می تونین یکی از همونا باشین.

فیلم قیمت گذاری بروی ماهی های صید شده (دستک)

تازه بودن،قیمت مناسب ، مطمئن (از اینکه ماهی سفید دریایی است) از محسنات خرید از اونجاست.

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در سه شنبه 7 اردیبهشت1389 و ساعت 10:38 |
معرفی دستگاه HD Player Eaget M890

خوب از اونجا که برخی از دوستان هر از چند گاهی به وبلاگ من سر می زنن، و اینکه بنده این دستگاه رو خریدم و تقریبا ازش راضی هستم،این دستگاه رو معرفی می کنم.(باور کنید هیچ ارتباطی با وارد کننده دستگاه ندارم)

دستگاه EAGET M890 با چيپ ست جديد و قدرتمند Realtek 1283 علاوه بر پخش امكان كپچر يا ريكورد از طريق وردي 3 فيش را در اختيار شما قرار ميدهد ساپورت هارد داخلي3.5 اينچي ساتا از 80 گيگ بايت تا 2 ترابايت امكان ذخيره فايل ها را با سرعت بالا USB2.0 براي شما فراهم مي سازد و دو درگاه وردي USB ويك شكاف مموري كارت در طرفين دستگاه امكان اتصال انواع هارد و فلش USB و مموري كارت را در اختيارتان قرار مي دهد خروجي هاي تصوير اين دستگاه شامل :

HDMI 1.3 سازگار با HDMI 1.1 خروجي composite خروجيcomponent كه تمام كابل هاي مورد نياز نيز در كارتن دستگاه موجود مي باشد و خروجي هاي صداي اين دستگاه نيز عبارت است از optical fiber و coaxial با ساپورت كامل DTS (Digital Theatre System) همچنين يك عدد وردي composite براي ريكورد در هارد داخلي از هر نوع منبعي مثل ويديو و دوربين ... با كيفيت DVD

مشخصات ديگر:
امكان ارتباط از LAN و قابليت شرينگ فايل ها و امكان ارتباط با اينترنت و مشاهده فايل هاي RM,RMVB مانند YouTube...
طراحي بسيار زيبا و هماهنگ با سينما خانگي و LCD
پستيباني كامل از كليه فرمت هاي تصويري موجود :mkv, ts, m2ts, mts, tp, wmv, ifo, iso, vob, dat, avi, mpg, mp4, mov, rm, rmvb, divx, xvid, flv;
پستيباني كامل از كليه فرمت هاي صوتي:MP3, WMA, WAV, OGG, AAC, LPCM, FLAC, AC3;
پستيباني كامل از كليه فرمت هاي عكسJPG/JPEG, BMP, PNG, GIF;
پستيباني كامل از كليه فرمت هاي زير نويسsub, smi, ssa, srt, idx + sub;

پشتيباني كامل از زيرنويس فارسي SRT,SUB,IDX
امكان كپي فايل از فلش به هارد و بلعكس
امکان استفاده به عنوان هارد شبکه
ريموت كنترل با كليد هاي كامل
داراي فن داخلي جهت تهويه هوا
1 سال گارانتي پويش الكترونيك

 لينك سايت اصلي دستگاه:

www.eaget.com.cn/en/Products/index_m890.asp

لينك دنلود فريمور:

www.eaget.com.cn/download/M890_V8.2.5R1936.zip

مطالب عینا از سایت زیر اومده و شما میتونید اطلاعات بیشتری ازش در این سایت پیدا کنین.

لینک فارسی دستگاه

با توجه به اینکه لینک شرکت سازنده تقریبا کلا به زبان چینی هست ، و دانلود آخرین firmware واقعا برایم  دردسر ساز شده بود، لینک زیر حاوی فایل آخرین ورژن به تاریخ ۱۴-۰۴-۲۰۱۰ توسط اینجانب upload گردید.

eaget m890 firmware r1936 - 4shared.com

لینک مستقیم fiemware از سازنده

+ نوشته شده توسط حسن ابراهیمی خوشدل در پنجشنبه 26 فروردین1389 و ساعت 16:54 |